|
محصول كشور :
ایران
... فریبا: سه تایی پسره بدبخت رو سوار کردیم و داریم ازش بازجویی میکنیم! خب معلومه که میترسه!
شهره: این پسرا گردن کلفت دسته جمعین! تنها که باشن از موشم ترسو ترن!
فریبا یه نگاه دیگه به پسره که اون طرف نشسته میکنه. دو تا دختر از جلوی پسره رد میشن اما پسره حتی سرشو بلند نمیکنه که نگاهشون کنه!!
فریبا: ما که نیومدیم بترسوینمشون!
مریم: بچهها Case اصلی دیر نشه!
شهره: نه، هنوز وقت داریم.
فریبا در حالی که داره به اون پسره که اون طرف رو نیمکت نشسته و پشتش به فریبا ایناس نگاه میکنه، میگه: بچهها او چطوره!
مریم و شهرهم متوجه پسره میشن.
فریبا: از وقتی اومدیم اینجا، من تو کوکشم. دختر از جلوش رد میشه، سرشو بلند نمیکنه!
مریم: خب این دفعه خودت تنهایی برو باهاش صحبت کن!
فریبا: اول چک کنین ببینین شرایطش با تعرفه ما جوره؟
تو همین موقع پسره یه لحظه بلند میشه و میایسته و دوباره میشینه
شهره: تناسب اندام 19
فریبا: نجابت و پرهیز از چشم چرونی و عدم گردش سر به طرفین جهت هیزی و پدرسوختگی 20
مریم: حفظ شئونات مردونگی 20
شهره: سنگینی و متانت 20
مریم: کالا با استانداردهای ما مطابقت دارد
فریبا بلند میشه و میره طرف پسره و تا میرسه پشتش میگه: ببخشین آقا!
پسره تا روشو برمیگردونه طرف فریبا، دوربین صورتش رو میگیره! آرایش کامل داره! ریمل و سایه چشم و رژ لب و گونه! زیر ابروشم برداشته! تا برمیگرده طرف فریبا با حالت اوا خواهری میگه: جونم بگو!
فریبا یه نگاه میکنه و ...
|