روحم تاک زندگی است. انگورهایش را بچینید، آن ها را بفشرید و شرابش را به تشنگان بدهید.
چراغم را که از روغن آسمان پر کرده ام. بر سقف آسمان پنجره ام می آویزم تا راهنمای کسانی باشد که در تاریکی گام برمی دارند. اگر روزی از بخشیدن عاجز شوم. مرگ را آرزو خواهم کرد. زیرا من شاعرم . اگر نتوانم ببخشم، از گرفتن نیز محروم خواهم ماند...