صحنه از علف پوشیده است . در بالای صحنه پرچین کوتاهی به شکل عرضی کشیده شده که پشت آن دود بلند است . نور زرد ملایمی صحنه را روشن کرده . در سمت چپ انتهای صحنه سفرهای است که اطرافش باقی ماندههای خوراکی مفصل پراکندهاست.در همان نزدیکی بیل به پشت دراز کشیده و به آسمان خیره شده. هوارد سمت چپ، جیل سمت راست ،پت در منتها الیه راست و فرانک در وسط صحنه همگی به شکل دراز کشیده و به آسمان زل زدهاند. قبل از روشن شدنِ کامل صحنه صدای پرندگان به گوش میرسد. صدا لحظاتی ادامه مییابد و همچنان که نور به تدریج افزایش مییابد صداها رفته رفته کم میشود . صحنه کاملا روشن میشود.مکثی طولانی،سپس همه افراد در صحنه هیاهوی شدیدی راه میاندازند. بعد ساکت میشوند...