|
محصول كشور :
ایران
شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ نامی آشنا در تاریخ ایران و دوره پهلوی است. وی از جمله افراد طبقه فرودست جامعه ایرانی بوده که دست روزگار او را گرفت و برکشید و هم صحبت و همنشین طبقه فرادست و حکومتگران کرد. او که اهل نوشتن نیست، خاطرات خود را در خلال چند جلسه مصاحبه شفاهی بازگفته که حاصل آن اکنون پیش روی شماست. هرچند قضاوت نهایی درباره گفته های جعفری نهایتا بر عهده خوانندگان است، اما ذکر چند نکته دراین باره خالی از لطف نیست.
1- گوینده مدعی عضویت در جمعیت فدائیان اسلام در سالهای قبل از 1332 شده است، این در حالی است که جمعیت مذکور اصولا فاقد هرگونه اساسنامه و مرامنامه حزبی بوده و هیچ نظام عضوگیری نداشته است 2- جعفری به دلیل پیری، بسیاری از مسائل را فراموش و یا چند موضوع را با هم خلط کرده که در برخی موارد، مصاحبه گر مچ او را گرفته است. 3- گوینده اسرار دارد که من (( صنار از دربار یا سازمان امنیت یا ... دریافت نمی کردم)) در حالی که در همین کتاب اسنادی از ساواک که ناقض این ادعای شعبان جعفری است درج گردیده و میزان راست گویی وی را نشان می دهد! 4- نکته جالب این است که شعبان جعفری هم که به بی مخ بودن شهره بوده ادعا می کند که در دوسال آخر عمر رژیم پهلوی فهمیده بود که رژیم رفتنی است. 5- نکته دیگری که در خاطرات جعفری مکرر بیان شده این است که شاه خودش خوب بوده و دور و بری هایش بد بودند. 6- خاطرات جعفری در عین حالی که مانند خاطرات افراد دیگر مشحون از خودستایی است و سعی در تبرئه خود و مقصر دانستن دیگران در شکستها دارد در عین حال واقعیتهایی را در دل خود جای داده که بی شک ارزشمند و مفید است. 7- نکته قابل توجه دیگر، تلاش بی نتیجه شعبان بی مخ به همراه تعدادی دیگر برای براندازی جمهوری اسلامی در نخستین سالهای پس از انقلاب است. وی در بخشهای پایانی به پاره ای از این فعالیتهای اشاره می کند
|