|
محصول كشور :
ایران
تمام دختران ایران بخوانند . بازی عشق را ,فاصله کوتاه ,دره تنگ سختی و ناکامی تا قله رفیع سعادت و رضایت را . و بخوانیم تا بدانیم کجا اشتباه می کنیم که اینچنین می شکنیم و چگونه است که آتش سوزان چشمان ملتهب عاشق را می بینیم و بدون هیچ پاسخی به این همه التهاب تصور می کنیم این چشمها تا ابد مال ماست . بخوانیم تا خودمان را بیشتر و بهتر بشناسیم .... تا عشق را با همه ظرافت و زیبایی و سوزندگی از نزدیک نزدیک حس کنیم .شاید همه ما روزی این انتخاب را کرده یا خواهیم کرد....
بهار است و نفسها سرد سرد است
زمین سرسبزوبرگ عشق زرد است
ندارم انتظار فصل دیگر
که هر فصلی برایم فصل درد است
هزاران بار نوشتم به روی دفتر خویش. جاودان باش ای سپیده عشق چه حدیثی است این عشق که نمی پوسد و پژمرده نمیشود!
میدانستم :
تو تنها جای امن و آرام در لحظه های جاودان من خواهی بود مرا دریاب، که دل دریایی من بی تو مرداب است.
نمی گویم خوب، نمی گویم پاک، نمی گویم مهربان بود ولی به خدا قسم،قسم به راز چشمهای قشنگش، اندازه هر چه دل تنهایی ات بخوا هد با همه وجود و با هر چه عشق و عشق،دوستش دارم
اندازه یک عشق بزرگ. عشق ابهام است و ابهام، عشق بی انتهاست، عشق پیوند میدهد جدامی کند.
می سازد نابود می کند، مجنون می کند عاقل می کند، خوشبخت می کند بدبخت می کند.
ولی عشق واقعی باید پاک باشد، ناب باشد.
عشق بی علامت است
عشق با نگاه تو شکفت ای نگاه تو شروع زیستن،ای بهانه قشنگ بی صدا گریستن
برایت دسته گلی بگذاشتم من بنای آشنایی داشتم
من نمی دانم چگونه با چه شوقی تو را در باغ قلبم کاشتم من.
روی اسب بالدار، تویی تنها تک سوار عشق،رویای من تویی، ای عشق ماندگار بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم.
|